شیرین

چشمان بلوطی ات
از سراشیبی
افتاب فرو میریزد

درون قهوه ای ک ب یادت
در دهان سکوتم
مزه بوسه های نداده ات رامیدهد
میبینی
چه شیرین
تلخم میکنی از حجم نبودنت

2 دیدگاه دربارهٔ «شیرین»

  1. ماسترو رحیمی عزیز، شما فقط سازنده نیستید؛ شما یه پیام‌آورید برای یه سبک زندگی سالم‌تر

  2. ماسترو رحیمی، شما باعث شدید نگاه ما به پیپ عوض بشه. برای ما نماد هنر و کیفیت هستید. دیدار با شما آرزوی خیلی‌هاست.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *