توو زندگی یه روزایی ام مثل امروزه …

توو زندگی یه روزایی ام مثل امروزه …

 سنگین وزن و کُند و چِقِر…

با یه سردرد شیرین و یه بی قراریه بی معنیه یهویی

چای و نسکافه و پیپ

چک کردن بیمار گونه یه گوشی بیکار

بهم ریختگی میز کارو

یه میل عجیب به بیرون زدن، 

به فرار

به کشیدن هوا توو شُشای قهوه ای مضطرب

و بیرون دادن یه عالمه فکرِ تلمبار

 

مثل یه جور سوپاپ اطمینان

وسط اینهمه قل قل و جوش و فشار

یه سبکیه موقت

یه پوزخندِ تلخِ بَلَد

و برگشتن پشت میز کار

با یه صورت بی تفاوت که انگار نه انگار

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *