در آن سپیده دم که آمدی
چون شعری زیبا
آفتاب وبهار نیز با تو آمدند
کاغذهای روی میزم
سبز شدند..
قهوه مقابلم مرا سر کشید
بیش از آنکه بنوشمش
زمانی که پدیدار شدی
اسبان تابلوی روبرویم
ترکم کردند و به سوی تو شتافتند…
تعداد بازدید از این مطلب : ۶۱۰
1 دیدگاه دربارهٔ «در آن سپیده دم که آمدی»
روزمو ساختتت
عجب شعری