قهوه ای که طمعش به تلخی زهر جدایی بود …

همه گفتند قهوه ام ☕️ را مینوشم/
اما این بار قهوه ای در فنجان ☕️ نبود/
زهر بود/
قهوه ای که طمعش به تلخی زهر جدایی بود …

1 دیدگاه دربارهٔ «قهوه ای که طمعش به تلخی زهر جدایی بود …»

  1. ماسترو رحیمی عزیز، وقتی به پیپ‌هایی که شما می‌سازید نگاه می‌کنم، حس می‌کنم یه اثر هنری تو دستمه نه فقط یه ابزار. واقعاً افتخار می‌کنم که چنین استاد بزرگی در ایران داریم. امیدوارم یه روز از نزدیک ببینمتون

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *