پیپم را تنفس کردم

کنار پنجره غبار گرفته ایستادم ، پیپم را تنفس کردم
وجرعه جرعه
از گذشته ای نوشیدم
که طعم گسِ قهوه اش
چشمم را پر از اشک
وکنارم را ازتو خالی کرد…

 

🇮🇷🎶📻🎙💨✅

وبلاگ

روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید

1 دیدگاه دربارهٔ «پیپم را تنفس کردم»

  1. ماسترو رحیمی عزیز، هیچ‌کس مثل شما نمی‌تونه پیپ رو تبدیل به یه نماد فرهنگی کنه. این افتخار بزرگیه.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *