روز: 19 دی 1399

پیپ پدری

پیپ به پاییز می‌ماند! آدم نمی‌داند  کدام پیپ را بردارد  وقتِ دیدنت که شد  آخره پاییز برگ ها ریزان شد ولی دل گریزان نشد پیپ قدیمی پدربزرگ کجای قصه خواب مانده است که این شب غمناک اینقدر طولانی ست ! زمستان سلام من را بپذیر …      

نمیشه نداریم !

همیشه با اینکه کسی بگه نمیشه مشکل داشتم یعنی چی می گید نمیشه هر چیزی میشه ونوس نیست که بگیم نمیشه بهش رسید برای هر کاری راهی هست این که تا کاری را یا راهی را می خواهیم بریم می گویند نمی شود برای من تعریف نشده است خیلی کار های نشد برای ما شد …

نمیشه نداریم ! ادامه »

هفت وادی

به نام آن خدای مهربانی که بر انسان عطا فرموده جانی عجب جانی که جنس اش کبریائی است وجود و فطرت و ذاتش خدائی است   اگر انسان عاشق کار خود باشد با عشق آن را شروع می کند حدود ۱۲ سال پیش وارد این وادیه شدم   گفت ما را هفت وادی در ره هست چون گذشتی هفت وادی، …

هفت وادی ادامه »