گرداب قهوه

حتی فنجان قهوه ام هم سردرگم است ! قبله اش را گم کرده است !!! روزگار نامردی است نه؟ قهوه ام هم گردابی شده است ! من محو آن هستم… آری غرق شدن همیشه در آب نیست ! میدان گویا دست نامرد هاست !!! خونم به جوش آمده و سیاستم هم دیگر کار نمی کند… …

گرداب قهوه ادامه »