تنهایی مطلق

کاش دنیا مثل دیواری بود که پشت داشت و میشد رفت و پشت آن ایستاد کاش دنیا در خروجی داشت که میشد از آن بیرون زد و رفت توی حیاط پیشتی آن دراز کشید و خوابید، یا در بی خیالی محض دست ها را توی جیب گذاشت و سوت زد

ادامه مطلب »

تلخیِ غم

در برف چایِ داغ،دنیایِ ما دوتاست فنجانِ چایِ بعد،آغازِ ماجراست این مرد را که باز،در تلخیِ غم است مهمان به قند کن،چایت اگر دَم است

ادامه مطلب »

السلام علیک یا فاطمه المعصومه 🖤

السلام علیک یا فاطمه المعصومه 🖤 من آمــــــــــده ام مســافری مانده ز ره از شــــوق زیــــارت، زده این دل لَه لَه گفتند که کربــــــلا بهشت است،بهشت “یــــا فاطـمه اشفعـــی لنا فـــی الجنـــه سالروز وفات حضرت فاطمه معصومه س تسلیت باد

ادامه مطلب »

پاییز به مهرش می نازد

پاییز به مهرش می نازد و مــن به تویی که ندارمت میدانی تفاوت من و پاییز چیست؟ هر دو رنگ باخته ایم او از مهر و مــن از بـــی مـــهــری

ادامه مطلب »

ﺩﺭﺩ ﯾﻌﻨـﯽ :

ﺩﺭﺩ ﯾﻌﻨـﯽ : ﺍﻣﺸﺒــﻢ ﻣﺜــﻞ ﺷﺒــﺎﯼ ﺩﯾﮕـﻪ ﺭﻭ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸـــﯽ ﺁﻫﻨﮕــــ ﺑــﺰﺍﺭﯼ ﻭ ﺑـﺎﺯﻡ ﻓﮑــﺮ ﮐﻨــﯽ ﺑـﻪ ﺣﺮﻓﺎﯾـــﯽ ﮐــﻪ ﺑﺎﻫــﻢ ﻣﯿﺰﺩﯾــم… به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ خیلی همراهم بودی…. به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ حتی یه نگاهش برات یه دنیا ارزش داره… به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ چقدر باهم دعوا کردیم و آشتی کردیم… به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ کلی حرف

ادامه مطلب »

بین سکوت واژه ها گیر کرده ام…

یک آینه،یک قهوه، یک فنجان چای… من باشم،تو باشی، یک گلیم به روی پای… ابر باشد و باران باشد و یک دل… چشم های من چ طوفانی میکند به پای…! . حرف دارم برایت اما چه بگویم ای دل… بین سکوت واژه ها گیر کرده ام… تمام سرم پر از

ادامه مطلب »

برایم کافی ست

کمی از تو را اضافه میکنم به قهوه تلخم فرقی نمی کند فال هرچه که می خواهد باشد آغشته به تو.باشد برایم کافی ست

ادامه مطلب »

صبح شد،خورشیددلتنگ نگاه توست

صبح شد،خورشیددلتنگ نگاه توست برخیز،دوباره برزندگی ام مثل خورشیدصبحگاهی طلوع کن تاباردیگرازنگاه پرمهرت جانی دوباره بگیرم چه زیباست صبحی که قهوه ی تلخ رادرکنارتوشیرین بنوشم

ادامه مطلب »