انتظار

کام مى گیرم

از لحظات جوانى ام”””…

و دود مى کنم…

ثانیه به ثانیه

آرزوهاى شیرینم را…

که طعم تلخ قهوه گرفته است…

در هوایى…

که بوى تند سیگار مى دهد…

در این ویرانکده ى مسکوت…

بر سر دو راهی افسوس و بغض…

ایستاده ام…

با قامتى شکسته…

در برابر چشمان مندرس زمان…

که ناامیدانه مرا نظاره مى کند…

تا پیدا کنم پاسخى..،

براى همه ى دردهایم…

من…!؟

“””””””””””””جوانى ام را..،

در میان کدامین؟؟؟

انتظار…

جا گذاشته ام””

 

 

🇮🇷🎶📻🎙💨✅

 

وبلاگ

 

روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *