باران که می آید
من یاد آن چتر مشترک میافتم
که زیرش
دستهایت توی جیب من بود
و دود سیگارم
قاطی میشد با نفسهایت.
حالا زیر باران
تنها قدم میزنم
و پیپم را روشن میکنم
به این خیال که
دودش
چتری شود
برای خیال خیس تو.
🇮🇷🎶📻🎙💨✅
روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید
تعداد بازدید از این مطلب : ۱