جمعه ها

جمعه ها،
نه این که تعطیل باشد برای من!
فقط
کرکره ی زندگی را میکشم پایین…
دو فنجان قهوه می‌ریزم و بعد با خیالت،
می نشینیم روی صندلی های لهستانی کهنه ی روی ایوان و همانطور که خیره شده ایم به دلگیریِ غروب آفتاب، به تو فکر می کنیم و پیپ می کشیم!

 

 

🇮🇷🎶📻🎙💨✅

وبلاگ

روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *