قهوه را نوشیدیم

قهوه را نوشیدیم
فالمان را هم گرفتیم
و مثل میز وُ صندلیِ قهوهِ ای کافه
خشکیدیم
دروحشتِ مردمکِ قهوه ایِ چشمهامان.
تو و من
در شومینه هایی غریب
در فراغی ذغالی
خواهیم سوخت…

۱ دیدگاه دربارهٔ «قهوه را نوشیدیم»

  1. سلام، کارهای شما تبلور واقعی هنر و اصالته. خواهش می‌کنم راهی برای هماهنگی دیدارهای حضوری یا شاگردی بگذارید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *