و قهوه …

اگر می‌دانستی جایت
سر میز صبحانه چقدر خالی است

و قهوه
منهای شیرین‌زبانی تو
چقدر تلخ

من و این آفتاب بی‌پروا را
آن‌قدر چشم‌انتظار نمی‌گذاشتی…

🇮🇷🎶📻🎙💨✅

وبلاگ

روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید

1 دیدگاه دربارهٔ «و قهوه …»

  1. تقریباً یک ماه گذشت تا دوباره تونستم بیام اینجا.
    خواستم هم عید رو تبریک بگم، هم تولد ماسترو رحیمی رو.
    واقعاً این مقاله‌ها چیز دیگه‌ایه.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *