عصرانه
عصرانه دلم گوشهی دنجِ یک کافهرا میخواهد که فقط من باشم و تو… میخواهم در ازدحام سنگین این شهر پُرنگاه، تنها تو را ببینم .. روبهرویت بنشینم، تو به من قهوه تعارف کنی و من غرقِ درقهوهی چشمانت طعم خوشِ بودنت را با تمام وجود سربکشم…
عصرانه دلم گوشهی دنجِ یک کافهرا میخواهد که فقط من باشم و تو… میخواهم در ازدحام سنگین این شهر پُرنگاه، تنها تو را ببینم .. روبهرویت بنشینم، تو به من قهوه تعارف کنی و من غرقِ درقهوهی چشمانت طعم خوشِ بودنت را با تمام وجود سربکشم…