زمستان

روبرویم می نشینی چای دم کردی ولی… یک زمستان در نگاهت، باز هم سردی ولی… من به اینکه روبرویم می نشینی قانعم تو برای هر دوی ما چای آوردی ولی… چای را نه، قهوه ی چشم تو را سر میکشم در تمام عمر من، تو بهترین مردی ولی… نیستی مال من و هرلحظه دوری می […]

زمستان بیشتر بخوانید »