هفت وادی

به نام آن خدای مهربانی
که بر انسان عطا فرموده جانی
عجب جانی که جنس اش کبریائی است
وجود و فطرت و ذاتش خدائی است
 
اگر انسان عاشق کار خود باشد
با عشق آن را شروع می کند
حدود ۱۲ سال پیش وارد این وادیه شدم
 
گفت ما را هفت وادی در ره هست چون گذشتی هفت وادی، درگه هست
هست وادی طلب آغاز کار وادی عشق هست از آن پس، بی کنار
پس سیم وادی هست آن معرفت پس چهارم وادی استغنا صفت
هست پنجم وادی توحید پاک پس ششم وادی حیرت صعب‌ناک
هفتمین، وادی فقر هست و فنا بعد از این روی روش نبود تو را
در کشش افتی، روش گم گرددت گر بود یک قطره قلزم گرددت
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *