هفت وادی

به نام آن خدای مهربانی
که بر انسان عطا فرموده جانی
عجب جانی که جنس اش کبریائی است
وجود و فطرت و ذاتش خدائی است
اگر انسان عاشق کار خود باشد
با عشق آن را شروع می کند
حدود ۱۲ سال پیش وارد این وادیه شدم
گفت ما را هفت وادی در ره هست چون گذشتی هفت وادی، درگه هست
هست وادی طلب آغاز کار وادی عشق هست از آن پس، بی کنار
پس سیم وادی هست آن معرفت پس چهارم وادی استغنا صفت
هست پنجم وادی توحید پاک پس ششم وادی حیرت صعب‌ناک
هفتمین، وادی فقر هست و فنا بعد از این روی روش نبود تو را
در کشش افتی، روش گم گرددت گر بود یک قطره قلزم گرددت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

جمعه

جمعه ها شرح دلم یک غزل است کوتاه است… که ردیفش… همه …دلتنگ توام می آید پیپم به غروب که می رسد پر می شود از بغض … پشت پنجره…

شب برفی

نبودنت مثل تمام کردن توتون لاتاکیا ست در نیمه شبی برفی … دور از تو وقتی تمام شهر بسته‌اند … پیپم هم تنهاست ! دلتنگ یارم و هیچ چیزی درمان…

قطعی برق

ز قطعی مدام برق … فریاد از این سرمای بی تکرار فریاد هزار و چارصد کی میاد ….ای داد ! در این تاریکی بی فریاد… انگار همه مردن… مرا تکرار…
فهرست