پیپ پدری

پیپ به پاییز می‌ماند!

آدم نمی‌داند 

کدام پیپ را بردارد 

وقتِ دیدنت که شد 

آخره پاییز

برگ ها ریزان شد

ولی دل گریزان نشد

پیپ قدیمی پدربزرگ کجای قصه خواب مانده است

که این شب غمناک اینقدر طولانی ست !

زمستان سلام من را بپذیر …

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
You need to agree with the terms to proceed

جمعه

جمعه ها شرح دلم یک غزل است کوتاه است… که ردیفش… همه …دلتنگ توام می آید پیپم به غروب که می رسد پر می شود از بغض … پشت پنجره…

شب برفی

نبودنت مثل تمام کردن توتون لاتاکیا ست در نیمه شبی برفی … دور از تو وقتی تمام شهر بسته‌اند … پیپم هم تنهاست ! دلتنگ یارم و هیچ چیزی درمان…

قطعی برق

ز قطعی مدام برق … فریاد از این سرمای بی تکرار فریاد هزار و چارصد کی میاد ….ای داد ! در این تاریکی بی فریاد… انگار همه مردن… مرا تکرار…
فهرست