هرکول انجمن پیپ

چای باران

هوا سرد است و آتشِ نگاهِ تو روشن…! چایِ باران در فنجانِ قهوه ای چشمم دَم کشیده است ؛ نترس! شانه ات را نزدیک تر کن دردهایم از دهن افتاده اند… 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ وبلاگ روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید

چای باران بیشتر بخوانید »

یادش بخیر

بوی قهوه عطر نفس های توست که قراری عاشقانه را در کافه یی قدیمی برای ام زنده می کند… یادش بخیر! زنی که روبه روی ام می نشست حالا چند سالی ست میان شعرهای من تنها زندگی می کند…! 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ وبلاگ روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید

یادش بخیر بیشتر بخوانید »

فقط پرسیدم،اردیبهشت آمده؟

انگاری خدا شفایم داده دوباره از ایستگاه ها جا می مانم قهوه هایم سر می روند چراغ قرمزها را رد می کنم و هنگام پیاده روی،سعی می کنم پایم را فقط روی یک موزاییک بگذارم! رویاپرستی و خیالبافی زنده شده اند من متخصص گم شدن در خیابان ها آن روز وقتی به خود آمدم،درختان سبزتر

فقط پرسیدم،اردیبهشت آمده؟ بیشتر بخوانید »

مثل فنجان قهوه

درست مثل فنجان قهوه که ته می‌کشد پنجره کم‌کم از تصویر تو تهی می‌شود! حالا من مانده‌ام و پنجره‌ای خالی و فنجان قهوه‌ای که از حرف‌های نگفته پشیمان است …   🇮🇷🎶📻🎙💨✅ https://www.pipeclubiran.com/ انجمن پیپ ایران

مثل فنجان قهوه بیشتر بخوانید »

جمعه ها

جمعه ها، نه این که تعطیل باشد برای من! فقط کرکره ی زندگی را میکشم پایین… دو فنجان قهوه می‌ریزم و بعد با خیالت، می نشینیم روی صندلی های لهستانی کهنه ی روی ایوان و همانطور که خیره شده ایم به دلگیریِ غروب آفتاب، به تو فکر می کنیم و پیپ می کشیم!    

جمعه ها بیشتر بخوانید »

فقط من باشم و تو…

‍ عصرانه دلم گوشه‌ی‌ دنجِ‌ یک کافه‌را میخواهد که فقط من باشم و تو… می‌خواهم در ازدحام سنگین این شهر پُرنگاه، تنها تو را ببینم .. روبه‌رویت بنشینم، تو به من قهوه تعارف کنی ‌و من غرقِ درقهوه‌ی چشمانت طعم خوشِ بودنت را با تمام وجود سربکشم…   🇮🇷🎶📻🎙💨✅ وبلاگ روز نوشته های سایت ماسترو

فقط من باشم و تو… بیشتر بخوانید »