عطر تمشڪ
این عطر تمشڪ دل سپردن دارد این لحظه ے عاشقے شمردن دارد غروب سرڪ میکشد و میداند از دست تو قهوه عصر خوردن دارد…
این عطر تمشڪ دل سپردن دارد این لحظه ے عاشقے شمردن دارد غروب سرڪ میکشد و میداند از دست تو قهوه عصر خوردن دارد…
مذمت سازش با دشمن در نگاه اندیشمندان و مشاهیر بزرگ دنیا منبع : sepahnews.ir | سپاه نیوز
مذمت سازش با دشمن در نگاه اندیشمندان و مشاهیر بزرگ دنیا بیشتر بخوانید »
می آیی آرام و بی سر و صدا می آیی قدم به قدم در خیالم آنقدر آرام که نمی فهمم چطور دچارت می شوم:) و قول هایم را فراموش می کنم به خودم می آیم و میبینم قهوه ام سر رفته ! تو هنوزم حواسم را پرت می کنی:) این بار با نبودنت و من
دلم نه عشق میخواهد نه دروغهای قشنگ ، نه ادعاهای بزرگ نه بزرگهای پر ادعا! دلم یک فنجان قهوه داغ میخواهد و یک دوست که بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد!
دلم نه عشق میخواهد نه دروغهای قشنگ بیشتر بخوانید »
مرد هم که باشی!؟ گاهی شب ها انقدر درد ناک میشودکه بایک فنجان قهوه یک پیپ تا صبح به دوست داشتن کسی فکر میکنی!؟ که چند خیابان آن طرف تر به فراموش کردن تو فکر میکند!
نبودنت فنجانی خالیست دیگر فرقی نمی کند در آن چه بریزم چای قهوه یا اشک
دیگر فرقی نمی کند بیشتر بخوانید »
درست مثل فنجان قهوه که ته میکشد پنجره کمکم از تصویر تو تهی میشود! حالا من ماندهام و پنجره ای خالی و فنجان قهوه ای که از حرفهای نگفته پشیمان است …
پنجره ای خالی و فنجان قهوهای بیشتر بخوانید »
من فاڸ قهوه را قبوڸ ندارم عطر قهوه ڪہ بلند می شود قلبم با ضرباڹ دردآورش به مڹ اطمیناڹ می دهد نمی آیی… حالا تعبیر تہ فنجاڹ هرچہ میخواهد باشد… خیالی نیست… تو دیگر رفتہ ای…
تو دیگر رفتہ ای … بیشتر بخوانید »
تو هنوز هم بدون من زندگی میکنی، شاید حتی راحت تر از قبل هنوز هم مثل قبل وقتی می خندی گوشه چشمات جمع میشه هنوز کنار همون پنجره میشینی تو همون لیوان قهوه میخوری و ملودی مورد علاقت رو زمزمه میکنی هنوز هم تنهایی سیگاربرگ روشن میکنی هنوز وقتی کم میاری دستت رو تکون میدی
بی رحم ترین مهربان دنیا … بیشتر بخوانید »