باید تمام دغدغه ها را تا کرد
باید تمام دغدغه ها را تا کرد روی طاقچه ی بیخیالی گذاشت باید غصه ها را مچاله کرد و از پنجره پرت کرد بیرون اول هفته، یک گوشه دنج میخواهد بایک فنجان قهوه و یک پیپ چاق …
باید تمام دغدغه ها را تا کرد روی طاقچه ی بیخیالی گذاشت باید غصه ها را مچاله کرد و از پنجره پرت کرد بیرون اول هفته، یک گوشه دنج میخواهد بایک فنجان قهوه و یک پیپ چاق …
تو را دوست دارم مثل … مثل چی ؟ من ، خودِ این دوست داشتنم ، معیار دوست داشتن های جهان باید باشد …! من ، مانندِ هیچ چیز و هیچ کس می خواهمت ! من ، مانند خودم همین قدر ساده همین قدر بی انتها همین اندازه که باید باشد ! و دیگران نمی
تسلیت به مردم شریف ایران حادثه دلخراش آتشسوزی در بندر شهید رجایی، قلب ملت ایران را به درد آورد. با کمال تأسف و تأثر، وقوع حادثه ناگوار در بندر شهید رجایی را که منجر به جانباختن و آسیب دیدن جمعی از هموطنان گرامی مان شد، به خانوادههای داغدار و مردم شریف ایران تسلیت عرض میکنیم
و چه قدر خستهام از «چرا؟» از «چه گونه!» خستهام از سؤالهای سخت پاسخهای پیچیده از کلمات سنگین فکرهای عمیق پیچهای تند نشانههای بامعنا، بیمعنا… دلم تنگ میشود گاهی، برای یک «دوستت دارم» ساده دو فنجان قهوه ی داغ « سه روز تعطیلی در زمستان » چهار خندهی بلند و پنج انگشت دوست داشتنی!
سرمایه امروز بقیع، اشک است و اشک مدینه جهان را از شیون اکنون خود پر کرده است شهادت جانسوز رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد
نمیایی برایت قهوه می ریزم، کمی شیر، دو قاشق می گذارم جلویت روی میز، گلدان گل را کنارتر می گذارم تا بهتر ببینمت. قیافه جدی به خودم می گیرم و با لهجه ای که حالا برای خودم هم بیگانه است، می گویم: قهوه ات سرد میشود. هر کجا که هستی، زودتر به خانه بیا و
بعد از ۴ سال هنوز باید حواسم را جمع کنم. گاهى که حواسم پرتِ سکوت خانه مىشود یا نگاهم به عکسى مىافتد و فکرم پى خاطرهایى مىرود، دستهایم به عادت بیست و چند ساله، دو فنجان قهوه درست میکنند! خالی کردن فنجان دوم توی ظرفشویی عذاب است …
گفتی یک فنجان بیشتر برایم شعر می خوانی … به فنجان دخیل بسته ام که این قهوه ، دیرتر سرد شود…
مردی که عاشق می شود کلافگی اش را خالی می کند بر سر یک نخ سیگار چایی قهوه نه… مردی که عاشق می شود تمام ساعت هایش را گیج می زند