من یک پیپ هستم!
من یک پیپ هستم! ساخته شده ام تا در غروب های دلگیر پاییز خاطراتت را در دلم بریزی و آتش عشق را به جانم بی اندازی… رادیو اسموک
من یک پیپ هستم! بیشتر بخوانید »
من یک پیپ هستم! ساخته شده ام تا در غروب های دلگیر پاییز خاطراتت را در دلم بریزی و آتش عشق را به جانم بی اندازی… رادیو اسموک
من یک پیپ هستم! بیشتر بخوانید »
عصر که میشود به کوچه و خیابان به اواز پرنده ها روی بلند ترین شاخه های درختان باغ به خورشید و رقص شاپرکها به عطر سیگار رهگذر ساده ی پیاده روها به تمام شهر… حتی به پاییز هم حسادت میکنم، چرا همه چیز دنیا زیبا و ارام است جز روزگار منِ بی تو… چرا…. رادیواسموک
مردکِ تشنه یِ اشک خیره به رقص آرام زمان می شمارد قدم های عصرو دلتنگی را… دوباره یادت را دعوت میکنم به صرف قهوه ی تلخ تهایی ام!! امان از دلی که…. هر روز تکیه بر دیوار بیقراری صد بار جان میدهد برای جرعه ای فراموشی،، باز هم با دلهره ای نا تمام پیپ
ترانه وار میخوانم بیشتر بخوانید »
تو اگر نباشی از من فقط یک پیپ به جا می ماند که با آن هم , خاطراتت را دود می کنم… رادیواسموک
دوست داشتنت را دوخته ام با نخی زیبا از جنس عشق بر عمیق ترین لایه ی قلبم انجا که معدن استخراج تمام احساسات من است تا هر واژه ای از احساسم بجوشد فقط و ففط برای تو باشد رادیواسموک
آغوش تو ایستگاه آخر زندگیمه بعد تا ابد می خوام تو این ایستگاه بمونم و باهات قهوه بنوشم رادیو اسموک
ایستگاه آخر زندگی بیشتر بخوانید »
پاییز نفس های آخر خودش را می کشد… مثل منی که از دوری ات… مانند توتون …در دل پیپ دلتنگی می سوزد … رادیو اسموک
پاییز نفس های آخر خودش را می کشد… بیشتر بخوانید »
هر وقت حس کردی حالت خوب نیست خودت به دادش برس دلتو دعوت کن به یه قهوه تو یه کافه دنج … با خودت صحبت کن حرفای قشنگ بزن حواست باشه این وسط مسطا یه دل هست که تو صاحبشی نذار فکر کنه فراموشش کردی بخند خنده هات قشنگن لذت ببر از زندگی که خوشبختی
هر وقت حس کردی حالت خوب نیست بیشتر بخوانید »