دلم برای سکوت‌هایی تنگ شده

دلم برای سکوت‌هایی تنگ شده که میان دو پُک پیپ و یک استکان چای دارچینی گم می‌شدند. آن سکوت‌ها پر بودند از حرف، اما بی‌کلمه. پر بودند از بودنِ تو. 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ https://www.pipeclubiran.com/ انجمن پیپ ایران

ادامه مطلب »

پیپش را چاق کند

رفاقت آن نیست که هر شب در کافه بنشینید. رفاقت آن است که نیمه‌شب بارانی، یکی پیپش را چاق کند، قهوه‌اش را تلخ بریزد، و بی‌آنکه حرفی بزند، بدانی چه دردی دارد می‌کشد. 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ https://www.pipeclubiran.com/ انجمن پیپ ایران

ادامه مطلب »

کاش می‌شد تمام زندگی را

کاش می‌شد تمام زندگی را در یک سفرِ جاده‌ای خلاصه کرد؛ بدون هیچ قرارِ کاری، بدون هیچ قبض و بدهی… فقط یک نقشه، یک همراهِ دیوانه، و جاده‌ای که آغوشش را تا بی‌نهایت برایمان باز کرده است. 🏕⛺️🏝🛤🛣🏞 https://tripandpipe.com انجمن پیپ و سفر ایران

ادامه مطلب »

میلاد نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و امام صادق علیه السلام گرامی باد

حق چو دید آن نور مطلق در حضور آفرید از نور او صد بحر نور آفرینش را جز او مقصود نیست پاک دامن تر زاو موجود نیست میلاد نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و امام صادق علیه السلام گرامی باد

ادامه مطلب »

خاطراتت

خاطراتت، همان سرباز مفقودالاثری ست که تا مردن اش را باور میکنی زنگ در را میفشارد… لعنت به تو که هیچ وقت نمیگذاری پیپم را با آرامش بکشم…   🇮🇷🎶📻🎙💨✅ وبلاگ روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید

ادامه مطلب »

در قهوه ی چشمان تو

☕️ در قهوه ی چشمان تو اسرار عجیبی ست چشمان تو نوشیدنی خوب و نجیبی ست ترکیب تو با چارقدت حادثه ساز است توصیف تودر روسری ات کار ادیبی ست   🇮🇷🎶📻🎙💨✅ وبلاگ روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید

ادامه مطلب »

قهوه پشت قهوه

قهوه پشت قهوه پیپ پشت پیپ با توتون دلتنگی ! دود می کنم و دود می شوم…   🇮🇷🎶📻🎙💨✅ وبلاگ روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید

ادامه مطلب »

امروز بازهم پیپ کشیدم

امروز بازهم پیپ کشیدم آرام، زیاد، با احساس… همه ی تورا، همه ی آنچه که از تو با من باقی مانده بود را دود کردم با همین پیپ ایرانی پاسارگادتاباکی دوست داشتنی…   🇮🇷🎶📻🎙💨✅ وبلاگ روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید

ادامه مطلب »

دود بالا می‌رود، مثل دعا…

دود بالا می‌رود، مثل دعا… اما نه برای رسیدن، برای فراموش شدن. قهوه آرام می‌سوزد و چراغ اتاق روی صورت مردی افتاده که یاد گرفته است غم را با احترام حمل کند. 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ وبلاگ

ادامه مطلب »

شب وقتی از پنجره بالا می‌آید

شب وقتی از پنجره بالا می‌آید، شهر شبیه کتابی می‌شود که کسی آخرش را نخوانده باشد… قهوه کنار دستم سرد می‌شود، و پیپ میان انگشتانم آخرین گرمای خودش را خرج این سکوت می‌کند. ماسترو رحیمی می‌گفت: بعضی آدم‌ها نمی‌روند، فقط از صدای زندگی حذف می‌شوند… و من هنوز صدای خنده‌هایی

ادامه مطلب »