دنیا مانند یک کتاب است
🚗🚌🚲🏍⛵️🚅 دنیا مانند یک کتاب است و کسانی که به سفر نرفته اند، تنها یک صفحه آن را خوانده اند. (سنت آگوستین) 🏕⛺️🏝🛤🛣🏞 https://tripandpipe.com انجمن پیپ و سفر ایران
🚗🚌🚲🏍⛵️🚅 دنیا مانند یک کتاب است و کسانی که به سفر نرفته اند، تنها یک صفحه آن را خوانده اند. (سنت آگوستین) 🏕⛺️🏝🛤🛣🏞 https://tripandpipe.com انجمن پیپ و سفر ایران
🚗🚌🚲🏍⛵️🚅 ما با سفر کردن از زندگی فرار نمی کنیم، بلکه سفر به ما کمک می کنه که زندگی رو فراموش نکنیم. (Anonymous) 🏕⛺️🏝🛤🛣🏞 https://tripandpipe.com انجمن پیپ و سفر ایران
🚗🚌🚲🏍⛵️🚅 مسافرم و تنهاییام را در چمدانم پنهان میکنم دارم لباسهایم را و خودم را جمع میکنم 🏕⛺️🏝🛤🛣🏞 https://tripandpipe.com انجمن پیپ و سفر ایران
🚗🚌🚲🏍⛵️🚅 «کاش دنیا مثل دیواری بود که پشت داشت و می شد رفت پشت آن ایستاد. کاش دنیا در خروجی داشت که می شد از آن بیرون زد و رفت توی حیاط پشتی آن و دراز کشید و خوابید یا در بی خیالی محض دست ها را توی جیب گذاشت و سوت زد یا در تنهایی مطلق
دلتنگی چیز عجیبی است آدم را به خیابان میکشد دلتنگم ولی ازش دورم و در خیابانی بالاتر از خانه یار …محو به رفت آمد ها نگاه می کنم همزمان مردم پرچم گردانی دارند قدم زدن گاهی از گریه کردن غم انگیزتر است… خستم ، به خط کشی خیابان نگاه می کنم ، خط کشی ها مثل
ما در انجمن پیپ، آدمهایی تنها، اما در میان شلوغی هستیم؛ که در میان قهقهههای افرادِ حاضر در جمع مینشینیم، ردِ دود را نگاه میکنیم، آه میکشیم، بغض فرو میبریم، درد میکشیم و رنجِ تنهاییِ دوران را به دوش میکشیم. و دوباره کام میگیریم… اما هنوز، قهوهای تلخ ما را روانهی افکاری طولانی و محو
گم شدن در خیال تو مثل نوشیدن قهوه و تماشای باران است… 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ https://www.pipeclubiran.com/ انجمن پیپ ایران
فکر می کنم به امروز! به تو! به تمام چیزهایی که از تو خبر می دادند! به میز دنج دو نفره ی کافه! به جای خالیت.. به چای یا دمنوشی که اگر امروز بودی حتمن سفارش می دادی! به قهوه فرانسه ی من که از دهن می افتاد! به حرف هایی که میشد رد و
سرمایه امروز بقیع، اشک است و اشک مدینه جهان را از شیون اکنون خود پر کرده است شهادت جانسوز رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد
شهادت جانسوز رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق علیه السلام تسلیت باد بیشتر بخوانید »
شاید عجیب باشد! دیدن مردی که هر روز می آید کافه…. به یاد دیگری دو فنجان قهوه سفارش می دهد… یکی را می نوشد و می رود… ولی من مردی را سُراغ دارم هر روز می آید کافه… به یاد دیگری دو فنجان قهوه سفارش می دهد… هیچ کدام را نمی نوشد و می گوید: