در همین کافه
به اندازه یک همنشینی ساده روى صندلی روبروى من در همین کافه قدر یک قهوه نوشیدن تکرار شو! 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ https://www.pipeclubiran.com/ انجمن پیپ ایران
به اندازه یک همنشینی ساده روى صندلی روبروى من در همین کافه قدر یک قهوه نوشیدن تکرار شو! 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ https://www.pipeclubiran.com/ انجمن پیپ ایران
دلم نه عشق میخواهد نه دروغهای قشنگ ، نه ادعاهای بزرگ نه بزرگهای پر ادعا! دلم یک فنجان قهوه داغ میخواهد و یک دوست که بشود با او حرف زد و بعد پشیمان نشد! 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ https://www.pipeclubiran.com/ انجمن پیپ ایران
یک فنجان قهوه داغ بیشتر بخوانید »
در قهوه چشمانِ تو حل خواهم شد یک قافیه با طعمِ عسل خواهم شد امروز اگر که مهربان تر باشی من عاشق تو توی غزل خواهم شد 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ وبلاگ روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید
در قهوه چشمانِ تو حل خواهم شد بیشتر بخوانید »
نبودنت فنجانی خالیست فرقی نمی کند در آن چه بریزم چای قهوه یا اشک 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ https://www.pipeclubiran.com/ انجمن پیپ ایران
درست مثل فنجان قهوه که ته میکشد پنجره کمکم از تصویر تو تهی میشود! حالا من ماندهام و پنجرهای خالی و فنجان قهوهای که از حرفهای نگفته پشیمان است … 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ https://www.pipeclubiran.com/ انجمن پیپ ایران
من فاڸ قهوه را قبوڸ ندارم عطر قهوه ڪہ بلند می شود قلبم با ضرباڹ دردآورش به مڹ اطمیناڹ می دهد نمی آیی… حالا تعبیر تہ فنجاڹ هرچہ میخواهد باشد… خیالی نیست… تو دیگر رفتہ ای… 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ https://www.pipeclubiran.com/ انجمن پیپ ایران
من فاڸ قهوه را قبوڸ ندارم بیشتر بخوانید »
🌾🌹🌾🌹🌾 نفس نفس به هوای تو خو گرفته دلم! غزل ترانه ی چشم تو ، کو؟ گرفته دلم! هنوز واهمه دارم زخاطرت بروم بگوکه درتب وتابی بگو گرفته دلم! قدم قدم بکشانم به خلوتت و ببین که جزتو ازهمه ی شهر روگرفته دلم! کسی که سهم مرا ازتو وزمانه ربود صریح وساده بگویم ازاو گرفته دلم!
فقط به قهوه ی چشم تو خو گرفته دلم…! بیشتر بخوانید »
سبز شدن ورقهایم با نگاهت سطر سطر … چه زود سرد شد تحریر روزنامه ام قهوه ام را نوشید! دستانم را بستم تا نگاهت تا ترا سوار بر اسبی سپید تابلوی دیوار خیالم کنم امان؛ امان، از کافه چی!! از قهوه هایی سرد شده که خیالت را هورت می کشند…! 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ https://www.pipeclubiran.com/ انجمن پیپ
قهوه ام را نوشید! بیشتر بخوانید »
فنجان را که برمیگردانم نقش خیال تو در اغوش من بر افق های نزدیک حک شده است عاشق این فال های قهوه ام هربار نزدیکتر به بوسه نزدیکتر به تو……
و چه قدر خستهام از «چرا؟» از «چه گونه!» خستهام از سؤالهای سخت پاسخهای پیچیده از کلمات سنگین فکرهای عمیق پیچهای تند نشانههای بامعنا، بیمعنا… دلم تنگ میشود گاهی، برای یک «دوستت دارم» ساده دو فنجان قهوه ی داغ « سه روز تعطیلی در زمستان » چهار خندهی بلند و پنج انگشت دوست داشتنی! 🇮🇷🎶📻🎙💨✅