روز نوشته ها

مرد دود

هرشب حسی در من می روید که نمیدانم نامش چیست !  دود ِ تُهی، موجْ ، می زَنَد …. سردرد داغ ترین شهوت … آتش زدن پیپ ام بود ! جوانان به هوس و  مردان به دود می رسند !!!

سیب همان پیپ بود

روبرو عـقـل و من و پیپ …. اقـرار دل مانده ام در جنگِ بین منطق و اصرار دل کشمکش دارد مرتب عشق با عقل سلیم پیپ همان سیب است ! این چنین و آن چنین .. سیب و شیطان داستان است… یارکم ! کس نفهمید ممنوعه داستان ما…. آری ما چون بارانی هستیم که همدیگر را خیس می‌کنیم …

سیب همان پیپ بود ادامه »

جمعه

جمعه ها شرح دلم یک غزل است کوتاه است… که ردیفش… همه …دلتنگ توام می آید پیپم به غروب که می رسد پر می شود از بغض … پشت پنجره ی خیال که باشی .. دود هم که باشد … با او می گریی …. با او می خندی …!

شب برفی

نبودنت مثل تمام کردن توتون لاتاکیا ست در نیمه شبی برفی … دور از تو وقتی تمام شهر بسته‌اند … پیپم هم تنهاست ! دلتنگ یارم و هیچ چیزی درمان من نیست ! آن گل سفید یخ زده هم …کارم نیست !   [instagram-feed]