«باز هم نیامد؟»
کافهچی نگاهی به صندلی خالی روبرویم انداخت و گفت: «باز هم نیامد؟» لبخند تلخی زدم، پیپم را روشن کردم و گفتم: «او همیشه در خیالم نشسته است…» 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ وبلاگ روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید
«باز هم نیامد؟» بیشتر بخوانید »
کافهچی نگاهی به صندلی خالی روبرویم انداخت و گفت: «باز هم نیامد؟» لبخند تلخی زدم، پیپم را روشن کردم و گفتم: «او همیشه در خیالم نشسته است…» 🇮🇷🎶📻🎙💨✅ وبلاگ روز نوشته های سایت ماسترو رحیمی را از دست ندهید
«باز هم نیامد؟» بیشتر بخوانید »