یک فنجان قهوه
یک فنجان قهوه ، دستانت که میان گیسوانم میرقصد، دوستت دارمی که آرام زمزمه میکنی، اشک شوقی که از گوشه چشمم میچکد… منی که از خواب میپرم… رادیواسموک
یک فنجان قهوه ، دستانت که میان گیسوانم میرقصد، دوستت دارمی که آرام زمزمه میکنی، اشک شوقی که از گوشه چشمم میچکد… منی که از خواب میپرم… رادیواسموک
عصرها جای خالیت آرامش جهانم را طوفانی میکند پای عقربه ها لنگ میزند نفس تنگ می اید عمر سیگارها کوتاه تر میشود ته فنجانم باز هم اثری از ردپایت نیست بیا که نبودنت تعادل زندگی را بر هم میزند رادیو اسموک
امشب همه جا صحبت جود است و جواد است نامش همه جا ذکر و شعار است دگر هیچ از یمن عطا و کرم و جود و سخایش دارا شده هر کس که ندار است دگر هیچ امشب همه مشمول کرامات جوادند در پشت درش خیل گدایان همه شادند ولادت حضرت امام محمدتقی، جواد الائمه (ع)
دیوانه شدم! هرروز به کافه ای میروم قهوه ای سفارش میدهم، پیپم را چاق میکنم و منتظر مینشینم قهوه ام ، سرد شود از دهن بیفتد دل بزند تا بدانم وقتِ از دهن افتادنم چقدر تلخ بودم…🥀 رادیو اسموک
چرا پیپ میکشیم پیپ میکشیم و به خود میفهمانیم تمام ناراحتی ها بغض ها و خاطره ها را دود کرده ایم پیپ میکشیم مبادا که بغضمان بشکند مبادا کسی گریه مارا بببند پیپ میکشیم تا غرور خود را حفظ کنیم… رادیو اسموک
چرا پیپ میکشیم بیشتر بخوانید »
مثل طعم یک فنجان اسپرسو در اول صبح تلخ و تیزی با این همه ناگزیرم به نوشیدنت… رادیو اسموک
یک فنجان اسپرسو بیشتر بخوانید »
امشب که بین خلق، لیل الرغائب است دانی چه چیز آرزوی قلب صاحب است؟ ای کاش روز جمعه که از راه میرسد دیگر کسی نگوید ارباب (عج) غایب است اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعای فرج
من پیپ میکشیدم ، تو میرفتی و اما عشق ; اینجا کنار من بود روبه روی من به اسلحه ای نگاه میکرد که فقط یک گلوله داشت … رادیو اسموک
فقط یک گلوله داشت بیشتر بخوانید »
شاعری در من است که صبح های دوشنبه را بیدار می شود، تنهایی،پیپ می کشد،قهوه می نوشد. وبا خودش ،می رود تا غروبِ جمعه…. وسالهاست که هجوم تکرارها اورا مجاب نکرده به تنهایی «عادت »کند… !!! رادیو اسموک
شاعری در من است بیشتر بخوانید »