میخوام جوری بخوابم … که برای بیدار شدنم گریه کنین

میخوام جوری بخوابم … که برای بیدار شدنم گریه کنین. نه از ترحم… نه از دلسوزی… از این که یک صندلی همیشه خالی ماند. یک پیپ همیشه خاموش ماند. و عطری که سال ها در میان دود و خاطره می پیچید، دیگر در اتاق نچرخید. روزی که ماسترو رحیمی آخرین پیپش را زمین بگذارد، شاید […]

میخوام جوری بخوابم … که برای بیدار شدنم گریه کنین بیشتر بخوانید »